وبلاگ تخصصی جغرافیا و برنامه ریزی شهری

JEOGRAFI & URBAN PLANING

شهرهای جدید ایران - شکست یا موفقیت؟

شهر چیست ؟

ماده 4 قانون تقسيمات کشوری  شهر را  محلي مي داند با حدود قانوني كه در محدوده جغرافيايي بخش واقع شده و از نظر بافت ساختماني، اشتغال و ساير عوامل، داراي‌سيمايي با ويژگيهاي خاص خود بوده به طوري كه اكثريت ساكنان دائمي آن در مشاغل كسب، تجارت، صنعت، كشاورزي، خدمات و فعاليتهاي اداري‌اشتغال داشته و در زمينه خدمات شهري از خودكفايي نسبي برخوردار و كانون مبادلات اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و سياسي حوزه جذب و نفوذ‌پيرامون خود بوده و حداقل داراي ده هزار نفر جمعيت باشد.

 جمعيت شناسان شهر را با آستانه هاي جمعيتي و تراکم جمعيتي تعريف ميکنند, طراحان شهري شهر را با سه مولفه اصلي فعاليت ها, تصورات و کالبد مي شناسند و در فرايندي تدريجي در حال تحول است. شهرشناسان شهر را محلي مي دانند که انسان از کشاورزي دست برداشت و به سوي فکر کردن حرکت کرد. تاريخ دانان شهر را با قدمت هاي تاريخي و پيشينه هاي ثبت شده شناسايي مي کنند. برنامه ريزان شهري, شهر را محلي برای ایجاد امنیت, آسايش و رفاه می دانند وبرای دستیابی به آن برنامه ریزی می کنند. مدیران شهری شهر را مجموعه از عناصر به هم پيچيده انساني, ماشيني و طبيعي مي دانند که براي دستيابي به اهداف برنامه ريزي شده يا اهداف جديد تعريف شده, نيازمند مداخله و هدايت است.

اما شهر هر چیز که باشد محلي است که به دلیل وجود آستانه هاي جمعيتي, انواع مختلفي از خدمات و امکانات جريان دارد و در سیر تحول جامعه بشري به مرکزيت سکونت جامعه بشري تبديل شده است.

نظریه های متفاوتی برای شروع شهر وجود دارد که هر کدام به شرایط اقلیمی و جغرافیایی خاصی مربوط است. نظریه های مربوط به دسترسی به آب و اولین محل سکونتی در دسترس که به دلیل گره گاه بودن تبدیل به انباشت منابع شده اند. نظریه هایی که شروع شهرها را به واسطه نیازهای انسانی برای امنیت می دانند. نظریه هایی که شروع شهر و شهرنشینی را در اصول انباشت اقتصادی و نظام سرمایه جستجو می کنند و نظریه هایی که شروع شهر را از وجود آبادی های مختلف و اهمیت حیات در کنار آب پی می گیرند.

به عقیده صاحب نظران شهر پیچیده ترین مصنوعی است که تا به حال به دست بشر ساخته شده است و به واسطه ترکیب پیچیدگی های بسیار, مسائل درونی بسیار مرموزی دارد که به واسطه هر مداخله مشخص نیست چه اتفاق یا پیامد جدیدی را به همراه خواهد داشت.

شهرنشینی الگوهای مختلف اجتماعی را در درون خود بازترجمه نمود و فقر و فقیرنشینی از شکل محلات فقیر به شکل زیر پله نشینی و سرایداری تغییر پیدا کرد. ساختمان های مجلل جای خود را به برج های چند طبقه داد و اصول و نماد های فکری مختلف در گوشه گوشه شهر رونمایی شد. پاره ای از آشنایان به اصول انرژی و متافیزیک شهرها را نقاط حساسی می دانند که با ساخت و سازهای هدفمند و اشکال هندسی انواع خاصی از انرژی را تولید یا جذب می کند که این مسئله اهمیت توجه هر چه بیشتر طراحان و معماران را به اهداف اصلی هندسه ساختمان معطوف می نماید.

افزایش جمعیت و استثمار فضاهای اطراف و تحمیل دور ریز شهری به محیط محدود و فشار بر جاپای بوم شناختی زمینه ساز تحول نگاه سران کشورها به ساخت شهرهای جدید در نقاطی نزدیک و دور شهرها شده است. این تحول با پیامدهای متفاوتی همراه بود. از سویی بالا بودن هزینه های ساخت این شهرها به طور عمده اقشار کم درآمد را از خرید واحد های مسکونی در این شهرها نیز محروم نمود و یکی از اهداف بلند مدت تاسیس این شهرها را بی نتیجه گذاشت.

شهرهاي جديد در ایران

شهرهاي جديد به عنوان يك تجربه در نظام شهرنشيني ايران مطرح هستند. شهرهايي كه در ابتدا با هدف حل مسايل و مشكلات شهري ايران مطرح شدند ولي باگذشت زمان اغلب آن ها دچار شكست شدند. دلايل زيادي در توجيه عدم موفقيت شهرهاي جديد ايران بيان شده است. از مهم ترين عواملي كه بارها در اين زمينه مورد اشاره واقع شده، مكانيابي و نحوه مكانگزيني شهرهاي جديد است. باتوجه به اينكه دو دهه از تجربه ساخت شهرهاي جديد پس از انقلاب اسلامي مي گذرد، ارزيابي و بازبيني فرآيند مكانگزيني و ساخت شهرهاي جديد يكي از الزامات پيشرفت در برنامه ريزي و مديريت شهري ايران محسوب مي شود.

در مجموع ، شهرهاي جديد ايران از لحاظ بسياري از شرايط مكاني، نظير تكتونيك ، خاك ، توپوگرافي، منابع آب و . . . وضعيت مناسبي ندارند و بستر طبيعي و معيارهاي آن جهت مكانگزيني بهينه شهرهاي جديد آنچنان كه بايد مورد توجه جدي واقع نشده است.

 

هنگامی که صحبت از شهر جدید می شود ذهن انسان سریعاً به سمت آرمان شهرها و تجمیع ایده آل ها در این شهرها سوق پیدا می کند، شهرهایی که با باورهای پسندیده و تفکرات بدیع شهر سازی همراهند، شهرهایی که به لحاظ طراحی، ساخت و اجرا الگو هستند و یک شهروند در این شهرها بدون دغدغه خاطر با آرامشی که در نگرش این شهرهاست زندگی می کند، فضاهای امن، امکانات رفاهی، تفریحی مناسب، مراکز محلات پایدار، کانون های قوی اجتماعی و خلاصه شیوه زندگی ایده آل، آیا واقعاً شهرهای جدید این چنین هستند؟

امروزه با مطالعه وضع کنونی شهرهای جدید و نحوه سکونت در آن ها مشخص می شود پروژه طراحی شهرهای جدید از اساس در ایران با شکست مواجه شده است. طبق آمار موجود، شهرهای جدید ایران در مجموع پذیرای جمعیتی کم تر از ۱۰ درصد ظرفیت اسکان خود بوده اند. برای مثال شهر هشتگرد که پیش بینی اسکان ۵۰۰ هزار نفر برای آن صورت گرفته طبق آمار شرکت عمران شهرهای جدید در حدود ۵۰ هزار نفر را در خود جای داده است. طبق اعلام وزارت مسکن  در حال حاضر ظرفیت شهرهای جدید ایران  در حدود ۹۰۰ هزار واحد مسکونی است و با اجرای طرح زمین های اجاره ای ۹۹ ساله ظرفیت شهرهای جدید به دو میلیون واحد مسکونی خواهد رسید.

برنامه های اعلامی  از ساخت ۲۲ شهرجدید در ایران در فاصله ۳۰ کیلومتری شهرهای بزرگ خبر می دهد که برخی از این شهرهای جدید برای سکونت بالغ بر۵۰۰ هزار نفر طراحی خواهند شد.

با نگاهی آرمانی ساخت شهرهای جدید می تواند با افزایش کیفیت و سطح زندگی برای نوشهرنشینان همراه باشد. چرا که برخلاف شهرهای قدیمی ما که توسعه آن ها به دلیل معابر و خانه های قدیمی با اما و اگرهای فراوان و به تدریج امکان پذیر شده، در صورت مهیابودن امکانات از لحاظ تئوریک ساخت آرمان شهرهای جدید قابل وصول است اما آیا در شرایط کنونی این امکانات مهیا خواهد بود؟ آیا شهرهای جدیدی که تاکنون در ایران ساخته شده با هوشمندی و با نگاه به ارتقای سطح کیفی زندگی شهروندان ساخته می شود؟

پاسخ به این سوالات در وضعیت کنونی شهرهای جدیدی که تاکنون ساخته شده نهفته است. می توان گفت در ایران به ویژه در یکصد سال اخیر با رشد شهرنشینی و مهاجرت روستاییان به شهرها، شهرها بیش از پیش بزرگ و جمعیت در این شهرها متراکم تر شد و بسیاری از روستاها و محل های مساعد از نظر جغرافیایی و آب و هوایی که حداقل های زندگی در آن مهیا بود کم کم به شهرهایی کوچک تبدیل شدند و سپس هریک بنا به پتانسیل رشد خود گسترش یافتند، تا جایی که از حدود ۵۰ سال پیش دولت به دنبال برنامه ریزی برای اسکان سرریز جمعیت شهرهای بزرگ در شهرهای جدید افتاد.

ایده ای که با تاسیس شهرهای جدید همچون پردیس، هشتگرد، اشتهارد، اندیشه و پرند در استان تهران، فولادشهر، مجلسی و بهارستان در اصفهان، مهاجران در اراک، صدرا در شیراز، سهند در تبریز، گلبهار و بینالود در مشهد، رامین در اهواز، علوی در بندرعباس، تیس در چابهار، لتیان در کرج، رامشاد در زاهدان و عالی شهر در بوشهر به دنبال تحقق آن بود اما امروزه با مطالعه وضع کنونی این شهرها و نحوه سکونت در آن ها مشخص می شود پروژه طراحی شهرهای جدید از اساس در ایران با شکست مواجه شده است، به طوری که ۱۴ شهر از ۱۸ شهر ذکر شده در بالا دارای سکنه بوده و چهار تای آن ها کاملا خالی از جمعیت هستند. طبق آمار موجود، شهرهای جدید ایران در مجموع پذیرای جمعیتی کم تر از ۱۰درصد ظرفیت اسکان خود بوده اند این در حالی است که طبق آمار، شهر پرند تاکنون تنها توانسته است جمعیتی بالغ بر شش هزار نفر را در خود جذب کند، شهر هشتگرد که پیش بینی اسکان ۵۰۰ هزار نفر برای آن صورت گرفته طبق آمار شرکت عمران شهرهای جدید در حدود ۵۰ هزار نفر را در خود جای داده است.از طرفی در میان همین اندک ساکنین شهرهای جدید نیز مشکلات عدیده ای مشاهده می شود چنان که شهرهایی نظیر شیخ بهایی و بهارستان در نزدیکی اصفهان همان تعداد اندک ساکنین آن نیز دانشجویان دانشگاه های تاسیس شده در این شهرها هستند، ساکنینی که می دانند چند سالی را در این شهرها مهمانند و سپس به شهر خود باز می گردند، هیچ علاقه و دل بستگی به آن پیدا نمی کنند، در نتیجه این شهرها همچون کاروان سراهایی چند ساله شده اند. از طرف دیگر فولاد شهر، مهاجران، رامین، سهند و شهرهای جدید نزدیک تهران نیز به شهرهای خوابگاهی در اطراف شهرهای مادر تبدیل شده اند که روح شهرنشینی در آن ها حاکم نیست، ساکنین این شهرها بیش تر خانواده های کارگرانی هستند که در واحدهای صنعتی خارج از شهر مادر مشغول به کارند و معمولا صبح ها قبل از طلوع آفتاب از خانه بیرون زده و شب در تاریکی خسته و رنجور به خانه باز می گردند.

شهر لندن را با ۲۲ شهر جدید اقماری می توان یکی از بهترین الگوی ساخت شهرهای جدید نامید، اما باید به این نکته توجه داشت در اروپا به جهت شرایط جغرافیایی خوب و بارش فراوان می توان در تمام نقاط آن حداقل های زندگی را فراهم کرد و به نظر می رسد ایده تاسیس شهرهای جدید با وجود چنین امکانات بسیار برای نواحی با آب و هوای اروپا مناسب باشد

 اما در آسیا به جهت فقر اکولوژیکی و آن هم در ایران که مساحت بسیاری از آن را مناطق بیابانی خشک یا کوهستانی سرد فراگرفته، بی شک هرجایی که امکانات اولیه زندگی فراهم بوده حتما سکونت گاهی شکل گرفته است، در نتیجه پیدا کردن محل هایی مناسب برای تاسیس شهر های جدید که دارای امکانات کافی برای زندگی باشند، بسیار دور از ذهن به نظر می رسد و چنانکه از وضعیت این شهر های جدید کنونی مشخص است یکی از دلایل عدم استقبال مردم از این شهر ها مساله کمبود امکانات اولیه مناسب در آن ها است. به طوری که امروزه با گذشت چندین سال از ساخت بعضی از این شهرها اندک ساکنین آن ها با مشکل نبود آب مناسب شرب روبه رو هستند.

اما به جز بحث حداقل امکانات حیاتی زندگی معضل دیگری که در میان شهرهای جدید ایران وجود دارد، نبود هویت فرهنگی در میان ساکنین این نو شهرهاست. از نگاه کارشناسان وقتی شهر به معنای واقعی اش مفهوم می یابد که تعاملات منطقی بین شهروندان صورت بگیرد تا در سایه اجماع توان شهرنشینان، مشکلات هر روز کم تر و فواید و مزایای در کنار هم بودن بیش تر شود. اما در واقع این امر در شهرهای جدید ایران محقق نشده است. حتی در برخی شهرها موجب نوعی سردرگمی در میان ساکنین این شهرها شده است. ساکنینی که خود را نه اهل شهر مادر می دانند نه هویت سکونت گاه قبلی خود را حفظ کرده اند. همچنین تا هنگامی که این شهرهای جدید نقش خوابگاه های کارخانجات صنعتی اطراف مادر شهرها را بازی کنند و تا وقتی از جهت اشتغال و خدمات به خودکفایی نرسند زندگی در این شهرها دارای روح شهرنشینی و تعاون اجتماعی نخواهد شد نتیجه آن می شود که امروزه در ایران شاهد آن هستیم که بعد از سال ها تاسیس شهرهای جدید دولت (وزارت مسکن) باید طرح اسکان در این شهرها را مجددا پیگیری کند و با تسهیلات مختلف مردم را به زندگی در این شهرها فراخواند، زندگی که آینده مشخصی ندارد. سیاست توسعه شهرها در شرایطی که تقاضای بالایی برای سکونت در شهرهای بزرگ ما وجود دارد باید به روشی منطقی بنا نهاده شود، در غیر این صورت جمعیتی که با هزاران برنامه و سازماندهی وارد این شهرها می شوند آن ها را فقط به چشم پلی برای ورود به مادر شهرها می بینند  و این موضوع غباری از موفقیت اهداف  ساخت شهر های جدید خواهد بود.

در این مطالعه  سعی نمی شود موفقیت برخی شهر های جدید مانند شهر اندیشه را در جذب جمعیت  نادیده گرفت ولی با نگرشی عمیق تر خواهیم دید که شهر اندیشه به دلیل سیاست گذاری خاص شهر های جدید محل جذب جمعیت نشده بلکه این شهر توسط مراکز جمعیتی  مجاور و مادر شهر های اطراف خود بلعیده شده است !!!

آری شهر اندیشه و فاز های متعدد مسکونی آن دارای نواقص و معایب متعددیست که به مدد  همجواری نزدیک به شهر های کلان مجاور  خود زنده مانده و نفس میکشد.

با تقدیم احترام

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام آذر 1389ساعت 13:28  توسط رضا  |